‏نمایش پست‌ها با برچسب لبخند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لبخند. نمایش همه پست‌ها

۱۱ اردیبهشت، ۱۳۹۱

کیمیاگری

خنده ات
آب می شود
وقتی با هیدروژن ترکیبش کنی

هرجوری نگاه می کنم
زندگی ام گره خورده به لبخندت
چه ساده یا چه مرکّب

بی هوا رهایم نکن
تشنه ام نگذار


.

۱۷ فروردین، ۱۳۹۱

یک دامپزشک خوب

قرص هایی که براتون می نویسم رو حتمن به موقع بخورید
سعی کنید صبح ها زود بیدار شید و کمی قدم بزنید
مسافرت خیلی براتون خوبه. ترجیحن جنگل یا کنار دریا
سعی کنید فیلمای طنز ببیند
بد نیست اگه رفقای خوبی دارید گاهی باهاشون جمع شید یه جایی و مشروب بخورید و ... شعر بگید و بخندید
.
.
.
حالا اگه هیچ کدوم از کارهای بالا رو انجام ندادید مهمترین کاری که باید بکنید اینه که یه ماسک بزنید
حتمن یه ماسک بزنید جوری که بیشتر چهره تون رو بپوشونه.

اجازه ندید این ویروس خطرناک به اطرافیانتون هم سرایت کنه.

می تونید به جای ماسک از داروی مشابه استفاده کنید
یه کم درد داره
یه کم سخته
اما اگه بخواید می شه
لبخند بزنید


.


۰۲ آبان، ۱۳۹۰

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

با تمام شیطنتی که خاطراتمان می کنند
باز لبخندی به چهره ی برگه هایم نمی نشینند

دل و دماغ عاشقانه نوشتن ندارم

فقط فاصله را بیشتر نکرده ای!
فقط برای رسیدن به خیالت
     یک هفته است که هر شب مست می کنم
          اما باز به جایی نرسیده ام

فاصله ها بیشتر نشده اند
فقط چند دور، دور گردنم چرخانده ای این مسیر را

هر تلاشی برای به تو رسیدن
نتیجه اش گره خوردن است



.............................
پ.ن:
شعر عنوان از محمدعلی بهمنی:
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
...